امروز یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 13:43:52

آرشیو پیوند ها درباره ما ارتباط با ما

مازندمجلس - پایگاه خبری مجلس مازندران

کد مطلب : 8615 -تاریخ انتشار : چهار شنبه 02 دی 1394 -ساعت : 10:07

چاپ به اشتراگ گذاشتن
مازندران، فتح شده عرب صدر اسلام نیست

حجت‌الاسلام مصطفی صدوقی مازندرانی؛

مازندران، فتح شده عرب صدر اسلام نیست

اختصاصی مازندمجلس:یک آفت برای حوزه‌های علمیه مدرک گرایی برای استخدام در نهادهای حکومتی بود که سبب شد عمق علمی مطالعه و تحقیق تبدیل به گذراندن ترم و واحد برای مدرک معادل حوزوی شود. نسل جدیدی از طلبه‌های امروزه بوجود آمده‌اند که دیگر اقتدار لازم را در منبر و محراب برای مباحث دینی و اعتقادی ندارند/ برخورد انفعالی با رسانه و تولید محصولات فرهنگی با ابزار ترجمه شیوه غلطی است که امروزه ما را در بر گرفته است/ احترام به تولید و آزادی اندیشه و التزام به قانون در عرصه عمل سبب خواهد شده که رقابت صحیح ایجاد و روشنفکران و دلسوزان دینی و اجتماعی میدان‌دار عرصه آیین و فرهنگ شوند

اختصاصی مازند مجلس: نشستن پای حرف اولین روحانی فیس بوکی که پیج شخصی او ده‌ها هزار دنبال ‌‌کننده دارد می‌تواند بسیار جالب باشد. روحانی که برخلاف بسیاری از روحانیون، نه تنها فیس‌بوک و شبکه‌های اجتماعی را نفی نمی‌کند بلکه آن را فضایی برای برگزاری جلسات مذاکره و مناظره در باب مسائل دینی و پرسش و پاسخ به جوانان می‌داند و حتی همکاران و دفاتر مراجع عظام را تشویق به حضور مستمر و جدی در عرصه فصای مجازی می‌کند. «مصطفی صدوقی مازندرانی» معروف به «سعید صدوقی» از سال 1363 وارد حوزه علمیه ساری شد و در محضر اساتید مدرسه علمیه امامیه دروس مقدماتی، ادبیات عرب و علوم دینی را اغاز کرد. در ابتدای دوره دوم دروس حوزوی در عید غدیر سال ۶۶ لباس رسمی روحانیت را به تن کرد و در سال ۶۹ برای ادامه تحصیلات به زادگاهش شهر قم بازگشت. همزمان در دانشگاه باقرالعلوم دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم در رشته زبان و ادبیات عرب مدرک کارشناسی گرفت و دروس عالیه حوزه را در محضر بزرگان حوزه علمیه قم تا به امروز ادامه داد و در حال حاضر مشغول تدریس موضوعات کلام و فقه و اصول است. در مجالس سخنرانی «سعید صدوقی» در ماه‌ محرم و ماه مبارک رمضان به جای مونولوگ از شیوه دیالوگ استفاده می‌شود و این شیوه باعث جذب جوانان شده است. صدوقی تاکنون بیش از ۵۳ جلد کتاب را در مرحله تولید و نشر قرار داده است که برخی از آنها عبارتند از: اولین تفسیر دائره المعارفی از آیه بسم الله الرحمن االرحیم، اولین کتاب قواعد فقهی کاربردی، مطالعه و احیای اثار علامه ابن شهرآشوب ساروی در ۲۰ جلد، بازنشر و تحقیق اثار علامه حاج شیخ محمد تقی آملی در ۳۰ جلد، تطبیق اعلامیه جهانی حقوق بشر با قرآن و حدیث و مقالاتی در کلام اسلامی و رجال حدیث و تقریرات اساتیدش در فقه و اصول. صدوقی یکی از الطاف بزرگ خداوند در حق خودش را شاگردی در محضر اساتیدی می‌داند که از بهترین و دلسوزترین اساتید بودند و نه بمثل یک شاگرد بلکه بمانند یک فرزند در صدد تربیت دینی و علمی وی برآمدند.

 

به عنوان یک مازندرانی و با توجه به اینکه حضرت‌عالی از خاندان روحانیت بوده و تحصیلات حوزوی دارید، اگر بخواهیم تاریخچه روحانیت مازندران را در عصر معاصر بررسی کنیم، شکوفایی آن را در چه دورانی می دانید؟

تاریخ حوزه علمیه را به سه مرحله کلی براساس تحلیل خودم عرضه می‌کنم. مرحله اول از تاسیس حوزه علمیه توسط شیخ طوسی در نجف تا دوره رضا شاه. مرحله دوم از شهریور 1320 تا انقلاب اسلامی. مرحله سوم بعد از انقلاب اسلامی. حوزه علمیه مازندران بخصوص ساری براساس مستندات تاریخی از «ابن شهرآشوب» آغاز می‌شود و تا زمان رضا شاه، بزرگان زیادی را در عرصه آموزش و تعلیم علوم دینی تقدیم کرده است. با شروع دوره رضا شاه رخوت و تعطیلی همه حوزه‌های علمیه را در بر گرفت که با رفتن رضا شاه و همت «آیت‌الله اصفهانی» در نجف و مهاجرت «آیت‌الله بروجردی» به قم دوره جدیدی را به خود دید. حوزه علمیه مازندران هم توسط دو شخصیت باز سازی شد. «آیت‌الله کوهستانی» در کوهستان و «آیت‌الله صدوقی» در ساری. پدر بزرگ من طی حکمی از سوی استاد خود در نجف مامور تاسیس حوزه علمیه ساری می‌شوند و با مدد جستن از دیگر علمای شهر در خیابان نادر ساری مدرسه رضاخان و در پشت مسجد جامع شهر مدرسه امامیه را آماده پذیرش طلبه‌ها در فضای جدید کشور می‌کند. فهرست شاگردان «آیت‌الله صدوقی» نشان می‌دهد که حوزه علمیه ساری خیلی زود قطب آموزشی شده و بزرگانی چون «آیت‌الله ایازی» و «هادی روحانی» و «نظری خادم الشریعه» و دیگران بزرگان علمی امروز مازندران از زمره شاگردان دهه 20 حوزه علمیه ساری بودند.

حتی برخی نهادهای غیرمرتبط سعی در موازی کاری با نهادهای حوزوی داشتند، ساری هم امروزه طلبه‌هایی دیده می‌شوند که به جای تحصیل علم در تیتر خبری و ساخت‌وساز مساجد همت دارند.


دهه 40 اوج شکوفایی حوزه‌های علمیه است و این شکوفایی سبب اعتماد ملی شده و روحانیت در قیامی ملی حکومت سلطنتی را در ایران ساقط و حکومتی جدید بر اساس جمهوریت و اسلام را بنا می‌گزارند. حوزه علمیه ساری هم در این دوران در اوج مدیریت تحولات استان قرار می‌گیرد و اولین استاندار موقت مازندران طی حکم «آیت‌الله صدوقی»، دفتر استاندار شاهنشاهی را تحویل می‌گیرد و طی حکم صادره از سوی بنیانگذار انقلاب روحانیت منطقه مامور به فعالیت تحت امر «آیت‌الله صدوقی» می‌شوند و حضرت امام تا زمان حیات آقای صدوقی در اسفند 59 شخص دیگری را بعنوان نماینده خود در استان معرفی نمی‌کنند. مرحله سوم حوزه علمیه بعد از انقلاب است که نسلی جدید از روحانیت وارد دستگاه‌های حکومتی و سه قوه می‌شوند و بخاطر کمی تجربه و حوادث کودتا و ترور و جنگ با سختی‌های بسیار مسلط بر حکومت می‌شوند.

حوادث ناخواسته تحمیل شده بر حکومت، رفتارهایی را از سوی برخی مدیران رقم می‌زند که توجیه کردن شرعی و قانونی آن بعهده حوزه علمیه قرار می‌گرد و تریبون‌های نماز جمعه بجای بیان دردهای مردم لزوم توجیه برای آرامش جامعه و گذار از کودتا و ترور و جنگ را سرلوحه اهداف خود قرار می‌دهند که خروجی آن تا حد تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام در سطح ملی پیش می‌رود.

آفت مهمتر برای حوزه‌های علمیه مدرک گرایی برای استخدام در نهادهای حکومتی بود که سبب شد عمق علمی مطالعه و تحقیق تبدیل به گذراندن ترم و واحد برای مدرک معادل حوزوی شود. نسل جدیدی از طلبه‌های امروزه بوجود آمده‌اند که دیگر اقتدار لازم را در منبر و محراب برای مباحث دینی و اعتقادی ندارند و جز آنچه که تلویزیون می‌گوید حرف نویی برای مردم ندارند. حتی برخی نهادهای غیرمرتبط سعی در موازی کاری با نهادهای حوزوی داشتند، ساری هم امروزه طلبه‌هایی دیده می‌شوند که به جای تحصیل علم در تیتر خبری و ساخت‌وساز مساجد همت دارند، البته شهردار فعلی ساری توانسته است با مدیریتی زیبا مدیریت این گروه را بعهده بگیرد.

 

نقش علمای مازندران در شکوفایی فلسفه، عرفان و حکمت متعالیه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

حوزه علمیه را نباید در قالب عرفان و فلسفه مورد تحلیل قرار داد. اگر دین شامل اعتقادات و احکام و اخلاق باشد حوزه علمیه متصدی علمی این 3 عنوان خواهد بود که شامل کلام و فقه و علم اخلاق خواهد شد و برای بهره جستن از مستندات دینی باید تفسیر قرآن و درایه حدیث و علم رجال را هم مدد گرفت. دو علم عرفان و فلسفه دارای تعریفی مستقل از دین هستند که دیگر ادیان آسمانی و غیر آسمانی هم از این دو علم بهره برده‌اند. اگر فلسفه پاسخ به چیستی‌های عالم باشد دامنه این علم فراتر و برتر از علم دین خواهد بود که فقط در بخش الهیات فلسفه نقطه مشترک با دین پیدا می‌کند.

آفت مهمتر برای حوزه‌های علمیه مدرک گرایی برای استخدام در نهادهای حکومتی بود که سبب شد عمق علمی مطالعه و تحقیق تبدیل به گذراندن ترم و واحد برای مدرک معادل حوزوی شود.


اگر عرفان شیوه سلوک معنوی عارف است دین هم می‌تواند نقاط مشترک سلوک با عرفان داشته باشد. هنر حوزه‌های علمیه همین پیدا کردن موارد اشتراک است که امروزه ابر مردان فلسفه و عرفان شیعه از مازندران هستند و در گذشته هم افتخار آفرینان بزرگی را تقدیم جهان اسلام نموده است. امروزه مازندران به بزرگانی چون «آیت‌ا‌لله حسن زاده» و «آیت‌ا‌لله جوادی آملی» مباهات می‌کند و اینان مشعل‌داران عرفان و فلسفه امروزه جهان اسلام هستند.

مازندران، فتح شده عرب صدر اسلام نیست و این سادات شیعه مهاجر به کوه و جنگل مازندران بودند که این خطه را با دین و فرهنگ شیعه آشنا ساختند.


مازندران، فتح شده عرب صدر اسلام نیست و این سادات شیعه مهاجر به کوه و جنگل مازندران بودند که این خطه را با دین و فرهنگ شیعه آشنا ساختند. پس با وجود دل‌مشغولی‌های آفت شده بر رفتار دینی و فرهنگی امروزی ما، ایمنی خاطری هم وجود دارد که بیمه‌های فرهنگ شیعه در طول تاریخ این نگرانی‌ها را در گذر زمان برطرف خواهد ساخت. شناخت، عنصر اصلی و مهم ارتقا بخشی به فرهنگ و آیین است. شناخت زمانه و ابزارهای نوین و رفاهی و رسانه‌ای و بهره‌برداری درست و به موقع از آن اولویت امروزین نهادهای متولی فرهنگ و دین است.

با توجه به سابقه‌ی دینی و فرهنگی مازندران شرایط امروز استان را از این حیث چگونه ارزیابی می‌کنید و برای ارتقا سطح جایگاه دین و عمق بخشی به باورهای دینی چه پیشنهاداتی دارید؟

برخورد انفعالی با رسانه و تولید محصولات فرهنگی با ابزار ترجمه شیوه غلطی است که امروزه ما را در بر گرفته است. احترام به تولید و آزادی اندیشه و التزام به قانون در عرصه عمل سبب خواهد شده که رقابت صحیح ایجاد و روشنفکران و دلسوزان دینی و اجتماعی میدان‌دار عرصه آیین و فرهنگ شوند. هنر و شیوه‌های هنری هم اولویت مهمی است که باید جدی‌تر از همیشه پیگیری گردد. تجربه زیبایی هم در فرهنگ شیعه بنام عاشورا وجود دارد که استخدام همه شیوه‌های هنری در آن الگوی خوبی است که در دیگر بخش‌های دین هم باید جدی‌تر بکار گرفته شود. هنرهای نمایشی و صوتی و تجسمی رمز بقای فرهنگ ملی و آیینی هر تمدنی هستند. مبادلات فرهنگی در قالب گردشگری هم تجارت علم و فرهنگ را بدنبال خواهد آورد که گویا نهاد مدیریت شهری و استانی مازندارن هم به این مهم پی‌برده است و رمز توسعه استان را گردشگری اعلام کرده است.

 

به عنوان یک پژوهشگر دینی در حوزه‌ی علامه ابن شهرآشوب چه اقداماتی انجام داده‌اید و با توجه به برگزاری کنگره ایشان در سال گذشته، اگر بخواهیم تکرار چنین کنگره‌ای را متصور باشیم چه پیشنهاداتی برای کیفی‌تر شدن آن دارید؟

«علامه ابن شهرآشوب» شخصیت بی‌نظیر ساری و از بزرگان علمی مازندران و چهره برجسته جهان اسلام است که در فهرست عالمان شیعه جهان اسلام درخشش دارد. بعد از تکمیل دروس و تالیفات شخصی خودم عده‌ای از همشهریان فرهیخته موضوع آثار و ترجمه کتب و نشر آن را به من پیشنهاد کردند و حس کردم فرصت خوبی برای خدمت به دین و فرهنگ و شهرم بوجود آمده است. موسسه «امامیه» مازندران هم حمایت از این پروژه را قبول کرد و من در یک دوره مطالعاتی یک ساله برنامه مدونی را جهت ردیابی و راستی‌آزمایی نسخ آثار در سطح بین المللی را آغاز کردم و یک گروه زبده و متخصص را در این باره هماهنگ نمودم و سپس از فهرست بیست‌گانه تالیفات علامه پنچ اثر که نسخه آن در دسترس بود را در مرحله تحقیق و نشر قرار دادم. هیچ زندگی‌نامه مستقل و مستندی از ابن شهرآشوب وجود نداشت که برای اولین بار «دفتر مطالعه آثار» این ماخذشناسی را شکل داد. برای اولین بار کتاب تفسیری علامه تحقیق شد.

رهبری معظم انقلاب هم که در جریان فعالیت موسسه امامیه و بخصوص احیای آثار ابن شهرآشوب قرار گرفته بودند از طریق آقای «طاهایی» استاندار وقت دستور حمایت و همکاری با موسسه امامیه را صادر کرده بودند.


برای اولین بار بخش شعرای معالم العلما مورد مطالعه قرار گرفت. توانستیم در موضوع ترجمه مناقب به فارسی با دکتر «صابری» همکاری خوبی داشته باشیم. برای اولین بار آخرین تالیف علامه در قالب نقد دوره بعد از شهادت پیامبر (ص) را نسخه‌یابی و تحقیق و آماده چاپ کنیم. مهمتر از همه تغییر تاریخ دائره المعارف نویسی جهان اسلام است که با انتشار کتاب اعلام الطرائق اولین نویسنده دائره المعارف دانشمند مازندرانی معرفی شده است. نسخه منحصر بفرد این اثر در کتابخانه «الازهر» مصر بود که با نامه‌نگاری رئیس دولت اصلاحات به شیخ الازهر این نسخه به ایران منتقل شد و در اختیار دفتر ما قرار گرفت. همزمان اداره کل ارشاد اسلامی استان اقدام به تشکیل دبیرخانه کنگره ابن شهرآشوب نمود که توسط دکتر «درگاهی» دبیر علمی این کنگره، مذاکرات همکاری دفتر ما و کنگره آغاز شد. رهبری معظم انقلاب هم که در جریان فعالیت موسسه امامیه و بخصوص احیای آثار ابن شهرآشوب قرار گرفته بودند از طریق آقای «طاهایی» استاندار وقت دستور حمایت و همکاری با موسسه امامیه را صادر کرده بودند که استاندار مازندران این خبر را در همایش تجلیل از «علامه حاج شیخ محمد تقی آملی» بصورت رسمی اعلام کرد و از ردیف بودجه موسسه خبر داد.

مهمتر از همه تغییر تاریخ دائره المعارف نویسی جهان اسلام است که با انتشار کتاب اعلام الطرائق اولین نویسنده دائره المعارف دانشمند مازندرانی معرفی شده است. نسخه منحصر بفرد این اثر در کتابخانه «الازهر» مصر بود که با نامه‌نگاری رئیس دولت اصلاحات به شیخ الازهر این نسخه به ایران منتقل شد و در اختیار دفتر ما قرار گرفت.


در این میان اراده‌ای سیاسی توسط برخی افراد مانع از ادامه همکاری‌ها شد و آقای «درگاهی» عذر خود در پذیرش آثار ما در کنگره را رسما اعلام و آقای استاندار هم بودجه را با فشار آقایان در اختیار موسسه قرار ندادند. اینک که شیوه برگزاری کنگره را مشاهده می‌کنیم خوشحالیم که آن اراده سیاسی مانع حضور ما در کنگره شد و شیوه برگزاری بقدری ابتدایی و درهم بود که بهتر است نقد آن را به وقتی دیگر واگذار کنیم. بخصوص در قم بقدری زشت کنگره را برگزار کرده بودند که در زمان سخنرانی «آیت الله جوادی» نتوانستد 60 درصد سالن را پر کنند درحالی که ساعتی بعد آقای جوادی در درس تفسیر خود جمعیتی بالغ بر 2هزار نفر را آموزش می‌داد. با شکر خدا مجموعه اثار ابن شهرآشوب در نمایشگاه بین المللی رونمایی شد و اینک در بازار نشر در خدمت دانشمندان و محققان قرار گرفته است.

نویسنده :


لینک کوتاه مطلب :


برچسب ها : صدوقی - آیت الله صدوقی - آیت الله صدوقی مازند - حوزه علمیه - حوزه علمیه قم -

نظر شما در مورد : مازندران، فتح شده عرب صدر اسلام نیست

*

*


آخرین اخبارپربحث ترین ها