امروز یکشنبه 21 آذر 1395 ساعت 11:25:33

آرشیو پیوند ها درباره ما ارتباط با ما

مازندمجلس - پایگاه خبری مجلس مازندران

کد مطلب : 2385 -تاریخ انتشار : دوشنبه 12 مرداد 1394 -ساعت : 14:12

چاپ به اشتراگ گذاشتن
از چگونگی ورشکستگی شرکت چیت‌سازی بهشهر تا ورشکستگی 300 میلیاردی صندوق قرض‌الحسنه مهدی موعود بابل

عبدا... رضیان در گفتگوی اختصاصی با مازندمجلس مهمترین معضلات بهشهر، قائم‌شهر، آمل و بابل را مطرح کرد:

از چگونگی ورشکستگی شرکت چیت‌سازی بهشهر تا ورشکستگی 300 میلیاردی صندوق قرض‌الحسنه مهدی موعود بابل

اختصاصی مازند مجلس: در کارخانه نساجی قبل از ما آقای الف، ظرفیت پرسنل آنجا را از هزار نیرو به 2هزارتا تبدیل کرد و موجب این شد که شرکت کاملا ورشکست شود و هزینه ‌ها با درآمد برابری نداشت/ صندوق قرض الحسنه مهدی موعود (عج) که تقریبا 12 هزار سپرده گذار داشت و با 300 میلیارد تومان موجودی مردم ورشکسته شده بود که مدیریت بحران از یک صندوق محلی سخت بود

اختصاصی مازند مجلس :عبدا... رضیان کارشناس ارشد و دانشجوی دکترای حقوق خصوصی  و استاد دانشگاه آزاد قائم‌شهر، بابل، ساری و پیام نور است که سابقه خدمت در شهرستان‌های مختلف استان از جمله بهشهر، بابل، قائم‌شهر، آمل و ساری (از دادیاری تا  رئیس دادگستری شهرستان‌های مختلف و معاون سازمان بازرسی استان مازندران) را در کارنامه دارد.

رضیان با حضور در دفتر پایگاه خبری مازندمجلس به بیان دیدگاه‌های خود در زمینه‌های مختلف استان  پرداخت. در این قسمت از گفتگو وی از معضلات مهم دوران خدمتش در شهرستانهای مختلف استان با سمت رئیس دادگستری آن شهرستان اشاره کرده است که از نظرتان می‌گذرد:

 

لطفا خود را معرفی کنید و از شروع فعالیت‌های اجتماعی و سوابق مدیریتی‌تان بگویید؟

عبدا... رضیان هستم متولد 1346 در روستای قاسم‌خیل ارطه، که الان تبدیل شده به شهر ارطه قائم‌شهر شده است.

شروع حضورم به عرصه‌های اجتماعی برمی‌گردد به سال 63 که حدود 16 سال سن داشتم و وارد جبهه و جنگ شدم و تا پایان جنگ حدود 20 ماه حضور داوطلبانه در جبهه دارم. 2 بارهم مورد اصابت تیر مستقیم قرار گرفتم و به جانبازی 30 درصدی جنگ نائل آمدم.

  در سال 65 وارد دانشگاه تهران (در رشته حقوق) شدم و سال 69 نیز فارغ‌التحصیل شدم. به علت داشتن سابقه جبهه مشمول خدمت سربازی نشدم  و وارد دستگاه قضایی شدم و به عنوان قاضی در دادگاه انقلاب شهرستان گنبد به عنوان دادیار مشغول بکار شدم بعد از یک‌سال به بهشهر رفتم و در آنجا نیز سمت دادیار داشتم. در سال 71 به نکا رفتم و در سال 76 به عنوان معاون سازمان بازرسی استان مازندران به مدت 2 سال سمت معاونت سازمان بازرسی دفتر مازندران را داشتم.  در سال 78 رئیس دادگستری شهرستان بهشهر شدم که همزمان سمت دادستانی را هم به جهت تشکیلات دادگاه عمومی بر عهده داشتم و تا سال 82  آنجا بودم.

در آن سال‌ها التهابات و تعطیلی شرکت چیت سازی و نساجی بهشهر با حدود 2 هزار کارگر را شاهد بودیم و نوساناتی که آنجا وجود داشت و همچنین تملک 1200 هکتار اراضی بندر امیرآباد بوده که در زمان مدیریت بنده محقق شد. در حالت کلی فضای سختی بوده و این 2 موضوع از چالش‌های عمده ما در زمان مدیریتم در بهشهر بوده که به نوعی به خیر گذشت و ساماندهی شد.

 پس از آن در سال 82 به مدت 2 سال رئیس دادگستری آمل بودم. در سال 84 به مدت 8 سال به عنوان رئیس دادگستری بابل منصوب شدم و از سال 92 به بعد رئیس شعبه 26 دادگاه تجدیدنظر استان مازندران هستم و البته دانشجوی دکترای حقوق خصوصی (در مرحله رساله نویسی) در دانشگاه آزاد دامغان هستم.

از سال 81 که مدرک کارشناسی ارشد را گرفتم در دانشگاه آزاد قائم‌شهر، بابل، ساری و دانشگاه پیام نور مشغول تدریس در رشته حقوق خصوصی شدم.



درباره معضلاتی که در مدت خدمت‌تان در شهرستان‌های مختلف داشتید از جمله  شرکت چیت‌سازی، نساجی و .... توضیحاتی بفرمایید:

در بحث بندر امیرآباد چون بندری استراتژی در شمال کشور و بحث منطقه آزاد و توسعه استان مازندران مطرح بوده قرار بود 2هزار هکتار زمین آنجا تملک شود. زمین چون قسمت عمده‌اش ملی بوده، با توجه به چالش‌هایی که در منطقه وجود داشت به محض اینکه مردم منطقه متوجه این قضیه شدند شروع کردند به تصرف زمین‌ها که بعد بتوانند در قبال بندر پولی از دولت بگیرند. ما هم وارد شدیم و سعی کردیم جلوی این کار را بگیریم و واقعا هم سختی‌های زیادی کشیدیم. بالاخره لابی‌هایی وجود داشت که از آن منابع پول‌های هنگفتی بگیرند. آن مقطع حدود 20 میلیارد تومان پول به حساب دادگستری واریز شد که این زمین‌ها تملک شود. خب ما یک مدیریتی به خرج دادیم تقریبا زمین‌هایی که ملی بودند را خارج کردیم با قیمت منصفانه با کارشناسانی که از تهران آمده بودند تا ارزیابی بکنند. اگر تملک زمین در زمانی معین صورت نمی‌گرفت پروژه به انزلی انتقال می‌یافت.

در قضیه چیت سازی بهشهر، مشکل از آنجا آغاز شد که قبل از ما  آقای الف، ظرفیت پرسنل آنجا را از هزار نیرو به 2هزارتا تبدیل کرد و موجب این شد که شرکت کاملا ورشکست شود و هزینه ‌ها با درآمد برابری نداشت. ما با مدیریتی که لحاظ کردیم با هزار کارگر تصفیه حساب شد ولی میزان بدهی هنوز بالا بود. یکی از کارهایی که کردیم این بود که یک‌سری املاکی که چیت‌سازی بغل فرمانداری داشت را در معرض مزایده قرار دادیم در آن مقطع به صورت کوتاه مدت، مشکل حل شده بود. ولی در ادامه دیگر نتوانستند شرکت را سرپا نگهدارند. خود مالک باتمام کارگران تصفیه حساب کرد ودر ادامه مسکن مهر شد و بعد کل مجموعه از بین رفت.


کارخانه نساجی قائم‌شهر:

در قائم‌شهرهم کارخانه نساجی این شهرستان نیز با مشکلاتی مواجه بوده، و آن به جهت مدیریت بد بوده در یک مقطعی (زمان جنگ) دولتی بودند بعد در زمان هاشمی به بخش خصوصی واگذار شد که آنها نیز کسانی نبودند که مدیریت صنعتی داشته باشند و به یکباره ظرفیت هزار نیرو تبدیل به 2هزارنیرو شد که با منابع درآمدی‌ آنها همخوانی نداشت و شرکت‌ها ورشکست شدند. می‌توانستند به نوعی درست مدیریت کنند ولی هم در زمان دولتی بودنش هم در زمان واگذار شدنش به بخش خصوصی، برنامه ریزی و مدیریت صحیح وجود نداشت.


اعتقاد بنده این است در هرصنعتی هرکسی وارد مدیریت این عرصه می‌شود باید توان و دانش این کار را داشته باشد. در کشور به خاطر تسهیلاتی که به خاطر رانت می گیرند همه هرکاره شدند.



معضلات شهرستان آمل:

در مدت خدمتم در آمل، با مشکلات شرکت نساجی بابکان مواجه شدیم که آنجا هم  با وجود چیزی حدود 700 کارگر بحرانهای شدید داشت که در آنجا هم تدابیر لازم را با توجه به تجاربی که در شرکت چیت‌سازی کسب کرده بودم برای حل بحران‌ها اندیشیدیم.  همچنین در بازکردن محور کمربندی‌ها و راحتتر شدن راهها تلاش فراوانی صورت گرفت. در آمل معضل سرقت در آن دوران شدید بود حتی امام جمعه این شهرستان نیز گلایه داشت به هرحال مدیریت کردیم و در مسائلی چون ته ریز خیابان‌ها و جایی که برای عموم مردم منفعت داشت، معمولا ورود پیدا می‌کردیم.



معضلات بابل:

بابل شهری ست فضای خاص خود را دارد هم بزرگ است هم بحران زیاد دارد. یکی از آسیب‌ها، خود دادگستری بابل بود که آشفتگی و بی انضباطی و تا حدودی بی‌توجهی به مردم داشت ولی 8 سالی که آنجا بودم، روز تودیع من، بالای 2 هزار نفر به سالن هلال احمر آمدند.

یکی از معضلات صندوق قرض الحسنه مهدی موعود (عج) بود که تقریبا 12 هزار سپرده گذار داشت و صندوق با 300 میلیارد تومان موجودی مردم ورشکسته شده بود که مدیریت بحران از یک صندوق محلی سخت بود. مشکل ناشی از این بود که مدیران و اطرافیان‌شان در صندوق، برای خود وام های کلان در حدود یک میلیارد می گرفتند و در جاهای مختلف سرمایه گذاری کردند، بنابراین با مشکل مواجه شدند و ما برای حل این معضل با اعضای شاخص صندوق نشستیم از آنها خواستیم علی‌الحساب، هر فرد مبلغی را (مثلا 5 میلیارد تومان) به حساب بریزند تا بحران به نوعی مدیریت شود. مجموع حدود 30 میلیاردی از آنها گرفتیم و به مردم سپرده گزاران اعلام کردیم استرس نداشته باشند و در ادامه از طریق نیروی انتظامی به بدهکاران فشار آوردیم تا بدهی خود را پرداخت کند و این حدود 2 سال طول کشید تا بحران رفع شد.

تنظیم: مجید ساجدی فر

نویسنده :


لینک کوتاه مطلب :


برچسب ها : عبدا... رضیان - حوزه انتخابیه قائمشه - دادستان بابل - کارخانه چیت سازی - صندوق قرض الخسنه مهد -

مطالب مرتبط با : از چگونگی ورشکستگی شرکت چیت‌سازی بهشهر تا ورشکستگی 300 میلیاردی صندوق قرض‌الحسنه مهدی موعود بابل
نظر شما در مورد : از چگونگی ورشکستگی شرکت چیت‌سازی بهشهر تا ورشکستگی 300 میلیاردی صندوق قرض‌الحسنه مهدی موعود بابل

*

*


آخرین اخبارپربحث ترین ها