امروز یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 03:28:00

آرشیو پیوند ها درباره ما ارتباط با ما

مازندمجلس - پایگاه خبری مجلس مازندران

کد مطلب : 5470 -تاریخ انتشار : یکشنبه 19 مهر 1394 -ساعت : 12:27

چاپ به اشتراگ گذاشتن
بارندگیهای اخیر سرپوشی بر دردهای مزمن استان نگردد‎

اختصاصی مازندمجلس/ حرف زدن و دلسوزاندن بی عمل درمان کار نیست

بارندگیهای اخیر سرپوشی بر دردهای مزمن استان نگردد‎

اختصاصی مازند مجلس: بخشی از آب حوزه جلگه هراز صرف تامین آب شرب تهران می‌شود. چه اشکالی دارد بخشی از اعتبارات استان تهران جهت کمک به جمع‌آوری آب به مازندران اختصاص یابد؟/ بعضی از مدیران اجرایی کشور طول مدیریتی خود را برعمق آن ترجیح می‌دهند/ با ادامه همین روند و برداشت بیش از حد از آب‌های زیر زمینی شاهد بی کیفیت‌تر شدن آبها و در نهایت شوری آنها خواهیم بود و طولی نخواهد کشید این زمین‌ها به شوره‌زاری تبدیل خواهند شد/ این زیبنده مازندران نیست که مناطق باران کشور مانند نوشهر، چالوس و رامسر آب اشامیدنی مناسب نداشته باشند یا آب آنها جیره‌بندی شود

اختصاصی مازند مجلس : این روزها بحث خشکسالی به مهمترین بحث روز تبدیل شده به نحوی که سالهای قبل نگران کشت دوم برنج بودیم این روزها کشت اول برنج هم با بحران مواجه شده است. با عنایت به اهمیت موضوع ونقش بی بدیل آب در زندگی کشاورزان بدون هرگونه ملاحظه‌ای می‌بایست به نقد و بررسی دلایل آن پرداخت. امیدواریم با بارندگی‌های اخیر موضوعات اصلی فراموش نشود و سرنوشت خود را دست قضا و قدر نسپاریم، هرچند که تجربه به ما آموخته چه باران ببارد و چه نبارد مشکلات همچنان پابرجاست.

یکی از مهمترین دلایل کم آبی در استان این است که سالهاست الگوی کشت در مازندران تغییر کرده ولی الگوی آبیاری تقربیا در اکثر مناطق روستایی قرنهاست که به همان روش سنتی (آبیاری از طریق آبندانها) باقی مانده است، به عنوان مثال رودخانه سیاهرود که از قائمشهر و شهرستان جویبار عبور کرده و در روستای لاریم به دریا می‌ریزد، اطراف این رودخانه در سالهای نه چندان دور اکثر زمین‌ها به کشت دیم اختصاص داشته و بخش زیادی هم مرتع بود، محصولاتی چون پنبه، لوبیا، گندم و.. از مهمترین محصولاتی بودند که بصورت دیم کاشته می‌شدند و نیازی به آبیاری نداشتند اما امروزه بدلیل افزایش جمعیت و نیاز روز افزون کشاورزان به محصولات و منابع در آمدی، این زمین‌ها زیرکشت برنج و مرکبات رفته که هر دو نیاز به آب فراوان دارند با حفر چاه در اطرف آن و برداشت بی‌رویه از رودخانه در بالادست، رودخانه به یک رودخانه فصلی تبدیل شده و در بهار و تابستان بیشتر نقش زهکش را دارد تا یک رودخانه. لذا دیگر آبی برای پائین دست از جمله روستای لاریم نمی‌ماند.

همین مشکل در سطح وسیع‌تر درشهرستان‌های بهشهر، نکا، بابلسر و جلگه رودخانه هراز مشهود است، البته بخشی از آب حوزه جلگه هراز و دیگر حوزه‌های آبی مازندران در بالا دست صرف تامین آب شرب تهران می‌شود. هرچند می‌دانیم اولویت اول بخش آب‌، تامین آب شرب و صنعت است ولی چه اشکالی دارد بخشی از اعتبارات استان تهران جهت کمک به جمع‌آوری آب یا ایجاد سد به استان مازندران اختصاص یابد تا این ضرر جبران شود‌؟ متاسفانه سال‌هاست که مدیریت اجرایی و نظام برنامه‌ریزی کشور دچار روزمرگی شده به جای اینکه چند کار مهم و ارزشمند انجام دهند، سعی می‌کنند با خرد کردن اعتبار همه را از خود راضی نگه دارند.

بعضی از مدیران اجرایی کشور طول مدیریتی خود را برعمق آن ترجیح می‌دهند و تا زمانیکه چسبندگی به میز و صندلی از همه چیز مهمتر باشد همین آش و همین کاسه است. به جای اینکه لوکوموتیو بسازیم تا بتواند دهها واگن را یدک بکشد بر عکس واگن می‌سازیم که برای حرکت دادن آن به انرژی مضاعفی نیاز است. دلیل اینکه بنده برای چندمین بار به نقد دستگاه‌های خدمات‌رسان به بخش کشاورزی می‌پردازم اینست که انتظارات و توقعات این دستگاه‌ها بیش از عملکرد خودشان است. به جای اینکه این عزیزان قبل از هر چیز نگران شان و منزلت کشاورزان باشند و بهبود وضع زندگی کشاورزان بزرگترین دغدغه‌شان باشد، در اولین فرصت وقتی به تریبونی یا روزنامه‌ای دسترسی پیدا می‌کنند، از موضوعاتی صحبت می‌کنند که فرع قضیه است. مثلا از تخریب و قلع و قمع صحبت می‌کنند، یا تهدید می‌کنند زمین‌هایی که توسط صاحبان آنها رها شده را اگر طی چند سال کشت نکنند از آنها سلب مالکیت می‌گردد و به افراد بی‌زمین واگذار می‌کنند. مثل این می‌ماند که شهرداری‌ها در شهرها از فردا اعلام کنند هرکس خانه قدیمی یا کلنگی دارد اگر تا فلان زمان آنها را باب میل شهرداری‌ها نساخته باشد از صاحبان زمین و خانه ها سلب مالکیت م‌یشود و آنها را به بی خانمانها واگذار می‌کنند!

شما از نظر قانونی، شرعی و.. اجازه سلب مالکیت ندارید، مگر در زمین‌هایی که ملی یا مراتع بوده و برای کار مشخصی واگذار گردید ولی به دلایلی به اهداف پیش‌بینی شده نرسیده است. اگر غیر از این باشد یک تبعیض آشکار بین روستائیان و دیگر اقشار جامعه محسوب می‌گردد، به عبارتی یک زورگویی محسوب می‌شود.

از اینکه سودجویان در پی شکار لحظه‌ها هستند با شما موافقم ولی نمی‌توان همه را سیاه و سفید دید، بسیاری از زمینهای رها شده به دلیل عدم صرفه اقتصادی است، هیچکس اجازه ندارد مردم را به هر قیمتی و تحت هر شرایطی وادار به کاری کنند که هیچ صرفه و سودی برای آنها ندارد، در ضمن شما نگران زمین‌های رها شده نباشید، لطفا فکری برای همین زمین‌های کشت شده بکنید که با هزاران خون دل کشت شده ولی برداشتی در کار نیست. انتظار داشتن از هرکسی دو طرفه است، زمانی شما ستانده خوبی دارید که از داده‌های خوبی استفاده کرده باشید، تاکنون شما چه خدمات شایسته‌ای که در شان کشاورزان باشد ارائه داده‌اید؟ مثلا چه تلاشی در خصوص جلوگیری از واردات بی‌رویه محصولات کشاورزی انجام گرفته است؟ چه تلاشی در خصوص افزایش ذخیره‌سازی آب در استان صورت گرفته است؟ شما چقدر توانستید نهاده‌های کشاورزی با کیفیت و ارزان قیمت در اختیار کشاورزان قرار دهید؟ از همین بارندگی‌های اخیر چند درصد آنها را توانستید ذخیره کنید تا تبدیل به سیل ویرانگر نگردد؟ و….

انصاف حکم می‌کند که اول خودمان را نقد کنیم، آیا دستگاه‌های اجرایی مرتبط، با تمام ابزارهایی که در اختیار داشتند به وظایفشان عمل کردند؟ شما نیز همچون دیگر دستگاه‌های اجرایی بودجه هزینه‌ای و عمرانی دریافت می‌کنید تا خدمات شایسته ای انجام دهید، خدماتی همچون تولید اندیشه، برنامه‌ریزی استراتژیک، ارائه خدمات زیربنایی برای کشاورزان و… البته می‌دانیم حل همه این مشکلات به عهده شما نیست، نقش مهم شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان، کمیته برنامه‌ریزی شهرستانها، نمایندگان مجلس در اخذ اعتبارات ملی برای استان نقشی انکار ناپذیر است که تلاش شما در همسو کرن این جریان‌ها بسیار تاثیرگذار می‌باشد، لذا بیشترین مصاحبه‌های شما می‌بایست در این زمینه‌ها والویت‌های استان باشد.

امیدواریم دلسوزی شما برای کشاورزان واقعی باشد نه ناشی از شغل و حرفه‌تان که بیشتر این عزیزان جوش پایداری شغلشان را می‌زنند تا دلسوزی برای مردم. از کلیه هزینه‌های کاشت، داشت، برداشت مطلع هستیم و با اطمینان عرض میکنم که درآمد یک ماهه تعدادی از همین عزیزان که دنبال مصاحبه و گفتگو در رسانه‌ها هستند بیشتر از درآمد خالص یک سال بسیاری از کشاورزان است. لذا حرف زدن و دلسوزاندن بی عمل درمان کار نیست، بهتراست در میدان کار و عمل کمک حال کشاورزان باشید، چه بخواهید چه نخواهید اگر همین ندانم کاریها ادامه یابد دیگر نیازی به تغییر کاربری جهت تخریب زمینهای کشاورزی نیست، با ادامه همین روند و برداشت بیش از حد از آب‌های زیر زمینی شاهد بی کیفیت‌تر شدن آبها و در نهایت شوری آنها خواهیم بود و طولی نخواهد کشید این زمین‌ها به شوره‌زاری تبدیل خواهند شد که برای برگشت آنها باید قرنها منتظر ماند.

متولیان بخش کشاورزی بهتر از هرکسی می‌دانند سال‌هاست که الگوی کشت تغییر کرده، رشد سطح زیر کشت برنج و گیاهان آبدوست طی این چهاردهه بسیار چشمگیر بوده ولی الگوی توزیع آب قرنهاست به صورت سنتی (آب بندانها) و حفر چاه باقی مانده است، آب بندان‌ها که توسط پدران و اجداد ما طراحی گردیده می‌تواند سطح محدودی را آبیاری کنند ولی امروز در مجموع هزاران هکتار بیشتر از ظرفیت آنها زیر کشت آبی رفته‌اند ، آبندان‌ها بخاطر وضیعت توپوگرافی دشتهای مازندران، توان ذخیره‌سازی بیشتراز اینها را ندارند، چاره کار می‌تواند احداث سد و سدهای پلاستیکی باشد که عزمی در بین مسئولین در این خصوص مشاهده نمی‌شود. این زیبنده یک استان نیست که مناطقی از استان آن هم یکی از پر بارانترین مناطق کشور مثل نوشهر، چالوس، رامسر، کلاردشت و.. آب اشامیدنی مناسب نداشته باشند یا آب آنها جیره‌بندی شود. در همین مناطق در بعضی از مواقع سال میزان بارندگی یک شبانه روز آن از میزان بارندگی یک سال بعضی از استانهای کشور بیشتر است. متاسفانه نظام اجرایی و برنامه‌ریزی کشور سالهاست که در تعیین اولویتها دچار سردرگمی شده‌اند.

 

بهمن صادقی لاریمی، کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری

نویسنده :


لینک کوتاه مطلب :


برچسب ها : خشکسالی در مازندران - زمین های کشاورزی ماز -

نظر شما در مورد : بارندگیهای اخیر سرپوشی بر دردهای مزمن استان نگردد‎

*

*


آخرین اخبارپربحث ترین ها