امروز شنبه 20 آذر 1395 ساعت 18:08:32

آرشیو پیوند ها درباره ما ارتباط با ما

مازندمجلس - پایگاه خبری مجلس مازندران

کد مطلب : 5676 -تاریخ انتشار : چهار شنبه 22 مهر 1394 -ساعت : 14:10

چاپ به اشتراگ گذاشتن
خاکستری تند بر بوم سیاست

اختصاصی مازندمجلس/ پائیز "ربیع"

خاکستری تند بر بوم سیاست

اختصاصی مازندمجلس: مهره‌چینی بر اساس قدرالسهم افراد در تشکیل ستادها و چاپ بروشور و کاتالوگ‌های تبلیغاتی به دور از واقعیت‌های جامعه است که البته این شکل مسئولیت بخشی در شهرستان‌ها بسیار بیشتر به چشم می‌آید/ این اشتباهات شبیه همان کارهایی است که احمدی‌نژادی‌ها هم می‌خواستند انجام دهند منتها به از هم پاشیدن شیرازه فکری و دکترین سیاسی آنها منجر شد

اختصاصی مازند مجلس : یکی از مهمترین متغیرهای پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 اتخاذ رویکرد اصلاح طلبانه وی و ایجاد همگرایی لازم میان حامیان سنتی روحانی و طیف وسیعی از جوانان و دانشجویان سرخورده از فضای پلیسی شکل گرفته در دولت گذشته بود. فشارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که به شکل سیستماتیک بر دگراندیشان و دانشگاهیان وجود داشت، سبب شکل‌گیری مطالباتی از جنس مطالبات دوم خرداد شد که هرچند نوعی پسرفت و بازگشت تاریخی به حساب می‌آمد ولی محصول شرایط و تنگ شدن فضای فکری آن سال‌ها بود.

گسست تاریخی اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 منجر به از دست دادن قدرت و روی کار آمدن طیف تازه‌ای از اصولگرایانی شد که با دید امنیتی به همراه شعارهای عامه پسند و رفتارهای شبه ناسیونالیستی مانند انداختن چفیه بر گردن سرباز هخامنشی، سعی در جذب قشر وسیعی از مردم با نگاه میهنی پرستی داشتند. اینها با تکیه بر رفتارهای پوپولیستی و پیش‌بینی نشده احمدی‌نژاد کوشیدند تا با سوار شدن بر امواج قوی اما تا به آنروز دیده نشده، بتوانند هم به پایگاه‌سازی در داخل دست بزنند و هم برای خود مشروعیتی در میان احزاب میانه‌روتر پیدا کنند. همه اینها اما در مقاطعی به کارشان آمد و تا مدتی برنامه‌های بلند مدتشان را تغذیه می‌کرد. مشکل جریان احمدی نژاد البته از آنجا شروع شد که یا باید به اقناع طیف راست سنتی که حامیان سیاسی اینها بودند می‌پرداختند و رفتارهای باب میل این جریان از خود بروز می‌دادند، یا با بدنه مردم که قدرت سیاسی کمتر، اما مزیت جمعیتی بیشتر داشتند همراه می‌شدند. این دوراهی در نهایت زوال احمدی نژادیسم را با خود به ارمغان آورد. مسلم آنکه سیاست، عرصه تکرار اشتباه نیست. کاری که جریان احمدی‌نژاد به آن دست زد و پایان غم انگیزی را برای طیف خود و حامیانش شکل داد.

از یک طرف با اعمالی مانند بازنشسته کردن اجباری برخی استادان متفاوت اندیش دانشگاه‌ها و بگیر و ببند مطبوعات تلاش داشتند تا رضایت برخی از اصولگرایان تندرو را همچنان جلب کند واز طرف دیگر با تکیه بر ملی‌گرایی سطحی و کارهایی مانند خانه نشینی یازده روزه اعتماد آنها را مخدوش کرد.

در این بین البته طیف وسیعی از دانشگاهیان و روشنفکران هم به دلایل گفته شده و بسیار موارد دیگر به تدریج در مقام اپوزیسیون شروع به نقد و مخالفت با سیاست‌های تیم احمدی نژاد کردند. در عرصه سیاست خارجی هم نزدیکی‌های غیرمتعارف با کشورهای مانند ونزوئلا و به وجود آوردن شرایطی که چندین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران صادر شد، عملا در موضع ضعف قرار گرفت و ایجاد تحریم‌های بی‌سابقه، تورم بالای شصت درصد و فساد گسترده اقتصادی، راهی جز خداحافظی از پهنه سیاست را برای این جریان تازه به دوران رسیده پیش رو نگذاشت.

طیف پیروز انتخابات 92 در شرایطی که پیش‌بینی می‌شد جریان اقتدارگرا از همه اهرم‌های خود برای حذف اصلاح‌طلبان و میانه‌روها استفاده کند، با اتخاذ رویکردی هوشمندانه و درس‌گیری از ناکامی سال 84، دست به ائتلافی بزرگ زد. با کناره‌گیری عارف به سود روحانی، امواج عظیم تحول‌خواه یکپارچه به سود اردوگاه بنفش‌پوشان به حرکت درآمد. این نکته تاریخی یکی از مهمترین مواردی است که پس از گذشت 2 سال به نظر می‌رسد در برخی از رویکردهای داخلی دولت اعتدال کم کم در حال فراموشی هست و اگر هر چه زودتر عقلای تیم روحانی چاره‌ای برایش نیاندیشند، احتمال سرخوردگی و قهر حامیان اصلاح طلب و مستقل روحانی از دولت مدعی تدبیر قوت خواهد گرفت.

اکنون که دولت تمرکزش را به دلیل مشخص شدن پرونده هسته‌ای، از روی مسائل خارجی برداشته است باید فکر اساسی برای سر و سامان دادن به اوضاع سیاسی داخلی بکند. یکی از مهمترین نقطه ضعف‌های دولت اعتدال در اختیار قرار دادن پست‌های مهم سیاسی به جریانات نزدیک به اصولگرایان یا حداقل طیفی از کارگزاران سنتی است. اینها که عموما افراد سالخورده و مسئول در دوران ریاست جمهوری هاشمی هستند و مدت‌های طولانی از فضای اجرایی و سیاسی کشور دور بودند، پس از دو سال نتوانسته‌اند خود را با نیازهای روز جامعه هماهنگ کنند و هنوز حال و هوای دوران جنگ و شرایط نیمه امنیتی سال‌های پایانی دفاع مقدس را در سر دارند.

این مهره‌چینی که به نظر می‌رسد بر اساس قدرالسهم افراد در تشکیل ستادها و چاپ بروشور و کاتالوگ‌های تبلیغاتی انجام شده، به دور از واقعیت‌های جامعه است که البته این شکل مسئولیت بخشی در شهرستان‌ها بسیار بیشتر به چشم می‌آید تا در پایتخت.

یکی از این نوع کارهای بده بستانی که بیشتر شبیه به (از خجالت طرف در آمدن) است تا لحاظ کردن نیازهای مهم اقتصادی و سیاسی منطقه را می توان در انتخاب "ربیع فلاح جلودار" به عنوان استاندار مازندران نام برد. فردی که با برپایی ستاد روحانی در مازندران که البته نقش قابل توجهی هم در جذب آراء برای وی نداشت، اما به سبب انجام این کار شامل لطف دولت شد و صرفا به همین دلیل مسئولیت مهم استانداری را برایش به ارمغان آورد. نتیجه اینکه پس از گذشت دوسال از روی کار آمدن دولت هنوز که هنوز است نه استراتژی توسعه استان تدوین شده و نه گشایشی در فضای اقتصادی و سیاسی مازندران پدید آمده است. هنوز بسیاری از پست‌های مهم فرمانداری‌ها، ادارات کل و حتی در رده مدیران میانی، در اشغال کسانی است که "قولن" و "فعلن" در خدمت "احمدی نژادیسم" هستند. همه اینها البته با شعار رد گم کن "اعتدال" و به کارگیری همه نیروها از همه طیف‌ها دربدنه اجرایی و سیاسی استان اتفاق افتاده است. غافل از اینکه آنچه دارد از دست می‌رود فرصتی است که می‌توانست در خدمت اهداف دولت باشد که اکنون به تهدیدی جدی در از دست دادن محبوبیت روحانی در مازندران تبدیل شده است. این اشتباهات شبیه همان کارهایی است که احمدی‌نژادی‌ها هم می‌خواستند انجام دهند منتها به از هم پاشیدن شیرازه فکری و دکترین سیاسی آنها منجر شد.

سفر کم ثمر و چند ساعته دولت به مازندران و استقبال سرد مردم از دولت اعتدال، زنگ خطر را قطعا برای "تدبیر و امید" به صدا درآورده است. روحانی و استراتژیست‌های او دو راه بیشتر پیش رویشان نیست. یا اینکه صدای این زنگ را بشنوند و با هوشیاری نسبت به تغییر رفتار دولت در جهت نیازهای روز جامعه حرکت کنند یا با نشنیده گرفتن این هشدار آینده‌ای مبهم را برای شرایط سیاسی دولتشان رقم بزنند.

نویسنده :


لینک کوتاه مطلب :


برچسب ها : پائیز ربیع - دولت تدبیر و امید - سفر استاندار به مازن -

نظر شما در مورد : خاکستری تند بر بوم سیاست

*

*


آخرین اخبارپربحث ترین ها